سوسیال دموکراسی، امپریالیسم و جهانی شدن
15 بازدید
محل نشر: بازتاب اندیشه » خرداد 1386 - شماره 86 » (6 صفحه - از 12 تا 17)
نقش: مصاحبه شونده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
چکیده: نویسنده ابتدا پیرامون لزوم اصل وجود قدرت به عنوان عامل نهایی بحث می‏کند. وی معتقد است امپریالیسم عبارت است از یک تفسیر مسلط از پدیده‏ای به نام قدرت متراکم لیبرالی. در ادامه ایشان به بحث رابطه بین قدرت و امپریالیسم می‏پردازد. ایشان اعتقاد دارد که حفظ امنیت دنیا برعهده قدرت متراکم لیبرالی که همان امپریالیسم است می‏باشد، جنگ جهانی دوم می‏توانست چهره دنیا را عوض کند؛ اما لیبرالیسم اجازه نداد. بنابراین بدبختی جوامع را نباید به قدرت‏های لیبرالی نسبت دهیم. وی مدعی است قدرت متراکم لیبرالی مهم‏ترین مدافع صلح و امنیت است. پتانسیل‏ها و شایستگی‏های جهان برای تغییر و بهبود به شدت محدود است. انسان تمایلات و خواست‏های نامتناهی دارد و در مقابل داده‏های طبیعت همیشه با خست نسبی همراه است. پس حس ناکامی و میل به تنازع در انسان جاودانه است، ولی روشن‏فکری سنتی بی‏توجه به این امر همیشه وعده دنیایی را می‏دهد که تا بی‏نهایت قابل به‏سازی است. دانشمندان در دنیای معاصر به ندرت همدیگر را قبول دارند. این قبول داشتن لزوما اخلاقی نیست. ادعای بداهت یک دانشمند را دانشمند دیگری در همان سطح، فاقد اعتبار می‏داند. این مقدمه را از این بابت طرح کردم که می‏خواهم درباره تراکم قدرت حرف بزنم. قدرت حتی اگر بنابر ماهیت منفور است از جنبه فانشکنال (Functional) باز شدن راه ناگزیر است. دو دانشمند طراز اول دانشگاه هاروارد بر سر موضوعی در علم نانوتکنولوژی مباحثه کردند. دو رقیب شدند با دو نظریه کم و بیش متفاوت. کنگره امریکا با معیاری یکی را انتخاب کرد
آدرس اینترنتی